و من كتاب له ع إ لي عَمْرِ و بْنِ اءلْعاصِ : فَإِنَّكَ قَدْ جَعَلْتَ دِينَكَ تَبْعا لِدُنْيَا امْرِئٍ ظَاهِرٍ غَيُّهُ ، مَهْتُوكٍ سِتْرُهُ ، يَشِينُ الْكَرِيمَ بِمَجْلِسِهِ وَ يُسَفِّهُ الْحَلِيمَ بِخِلْطَتِهِ ، فَاتَّبَعْتَ اءَثَرَهُ وَ طَلَبْتَ فَضْلَهُ اتِّبَاعَ الْكَلْبِ لِلضِّرْغَامِ يَلُوذُ اِلي مَخَالِبِهِ وَ يَنْتَظِرُ مَا يُلْقَي إِلَيْهِ مِنْ فَضْلِ فَرِيسَتِهِ ، فَاءَذْهَبْتَ دُنْيَاكَ وَ آخِرَتَكَ وَ لَوْ بِالْحَقِّ اءَخَذْتَ اءَدْرَكْتَ مَا طَلَبْتَ ، فَإِنْ يُمَكِّنِّي اللَّهُ مِنْكَ وَ مِنِ ابْنِ اءَبِي سُفْيَانَ اءَجْزِكُمَا بِمَا قَدَّمْتُمَا وَ إِنْ تُعْجِزَا وَ تَبْقَيَا فَمَا اءَمَامَكُمَا شَرُّ لَكُمَا ، وَالسَّلاَمُ . ﴿١﴾
تو دين خود را تابع مردي ساختي كه گمراهيش آشكار است و پرده اش دريده است . كريمان را در مجلس خود ناسزا گويد و به هنگام معاشرت ، بردبار را سفيه خواند . تو از پي او رفتي و بخشش او را خواستي ، آنسان كه سگ از پي شير رود و به چنگالهاي او چشم دوزد تا مگر چيزي از فضله طعام خود نزد او اندازد . پس هم دنيايت را به باد دادي و هم آخرتت را . اگر به حق روي مي آوردي هر چه مي خواستي به چنگ مي آوردي . اگر خداوند مرا بر تو و پسر ابو سفيان چيرگي دهد ، سزاي اعمالتان را بدهم و اگر شما مرا ناتوان كرديد و برجاي مانديد عذاب خدا كه پيش روي شماست براي شما بدتر است . ﴿١﴾