و من خطبه له ع اءُوصِيكُمْ اءَيُّهَا النَّاسُ بِتَقْوَي اللَّهِ ، وَ كَثْرَهِ حَمْدِهِ عَلَي آلاَئِهِ إِلَيْكُمْ ، وَ نَعْمائِهِ عَلَيْكُمْ وَ بَلائِهِ لَدَيْكُمْ ، فَكَمْ خَصَّكُمْ بِنِعْمَهٍ ، وَ تَدارَكَكُمْ بِرَحْمَهٍ ، اءَعْوَرْتُمْ لَهُ فَسَتَرَكُمْ وَ تَعَرَّضْتُمْ لِاءَخْذِهِ فَاءَمْهَلَكُمْ . وَ اءُوصِيكُمْ بِذِكْرِ الْمَوْتِ وَإِقْلالِ الْغَفْلَهِ عَنْهُ ، وَ كَيْفَ غَفْلَتُكُمْ عَمّا لَيْسَ يُغْفِلُكُمْ ، وَ طَمَعُكُمْ فِيمَنْ لَيْسَ يُمْهِلُكُمْ ؟! فَكَفَي واعِظا بِمَوْتَي عايَنْتُمُوهُمْ ، حُمِلُوا إ لي قُبُورِهِمْ غَيْرَ راكِبينَ ، وَ اءُنْزِلُوا فِيها غَيْرَ نازِلِينَ ، كَاءَنَّهُمْ لَمْ يَكُونُوا لِلدُّنْيا عُمَّارا ، وَ كَاءَنَّ الْآخِرَهَ لَمْ تَزَلْ لَهُمْ دارا ، اءَوْحَشُوا ما كانُوا يُوطِنُونَ ، وَ اءَوْطَنُوا ما كَانُوا يُوحِشُونَ ، وَاشْتَغَلُوا بِما فارَقُوا ، وَ اءَضاعُوا ما إِلَيْهِ انْتَقَلُوا ، لا عَنْ قَبِيحٍ يَسْتَطِيعُونَ انْتِقالاً ، وَ لا فِي حَسَنٍ يَسْتَطِيعُونَ ازْدِيادا ، اءَنِسُوا بِالدُّنْيا فَغَرَّتْهُمْ ، وَ وَثِقُوا بِها فَصَرَعَتْهُمْ . فَسابِقُوا رَحِمَكُمُ اللَّهُ إ لي مَنازِلِكُمُ الَّتِي اءُمِرْتُمْ اءَنْ تَعْمُرُوها ، وَالَّتِي رَغِبْتُمْ فِيها ، وَ دُعِيتُمْ إِلَيْها ، وَاسْتَتِمُّوا نِعَمَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ بِالصَّبْرِ عَلي طاعَتِهِ ، وَالْمُجانَبَهِ لِمَعْصِيَتِهِ ، فَإ نَّ غَدا مِنَ الْيَوْمِ قَرِيبٌ ، ما اءَسْرَعَ السّاعاتِ فِي الْيَوْمِ ، وَ اءَسْرَعَ الْاءَيَّامَ فِي الشَّهْرِ ، وَ اءَسْرَعَ الشُّهُورَ فِي السَّنَهِ ، وَ اءَسْرَعَ السِّنِينَ فِي الْعُمُرِ ! ﴿١﴾
اي مردم ، شما را به ترس از خدا سفارش مي كنم و به سپاس فراوان در برابر عطاهايش كه ارزانيتان داشته و نعمتهايش كه شما را عنايت فرموده و احسان او در حق شما . اي بسا نعمت كه شما را خاص آن گردانيد و اي بسا رحمت كه از آن بهره مندتان نمود . گناهان خود را آشكار كرديد و او بر آنها پرده پوشيد . به مرز مؤ اخذتش رسيديد و او شما را مهلت توبه داد . شما را وصيت مي كنم كه مرگ را فراوان ياد كنيد و اينهمه ، از مرگ غافل مشويد . چگونه از چيزي غافل توانيد شد كه هيچگاه از شما غافل نگردد و چگونه در كسي طمع مي بنديد كه مهلتتان ندهد . كساني كه مرگشان را به چشم خود ديده ايد ، شما را به اندرز بسنده اند . آنان را بر دوش به سوي گور خود بردند ، نه آنكه سواره بر اسبان . و به گورهاشان فرو بردند نه آنكه خود به خواست خود فرو روند . گويي هرگز آبادكننده اين جهان نبوده اند و گويي كه همواره سراي آخرت سراي ايشان بوده . از آنجا كه وطنشان بوده رميده اند . و به جايي كه از آن مي رميده اند ، وطن گزيده اند . همه همشان دنيايي بود كه از آن جدا شده اند و آخرتي را كه سراي ديگرشان بود ، تباه نمودند . از زشتكاريها به نيكوكاريها بازگشتن نتوانند و نتوانند كه بر حسنات خود بيفزايند . به دنيا الفت گرفتند و دنيا فريبشان داد و به آن اطمينان كردند و بر زمينشان زد . خدا شما را بيامرزد ، بر يكديگر پيشي گيريد به سوي منازلي كه به آباد كردنشان ماءمور شده ايد ، به جايي كه خداوند شما را بدان ترغيب كرده و به آنجا فراخوانده است . نعمت خدا را بر خود تمام كنيد به صبر بر طاعتش و دوري از نافرمانيش كه فردا به امروز نزديك است . ساعتها در روزها چه به شتاب مي گذرند و روزها در ماهها و ماهها در سالها . و سالهاي عمر چه تند و پرتوان مي روند . ﴿١﴾