و من كلام له ع لِلَّهِ بَلادُ فُلانٍ ، فَلَقَدْ قَوَّمَ الْاءَوَدَ ، وَ داوَي الْعَمَدَ ، وَ اءَقامَ السُّنَّهَ ، وَ خَلَّفَ الْفِتْنَهَ ، ذَهَبَ نَقِيَّ الثَّوْبِ ، قَلِيلَ الْعَيْبِ ، اءَصابَ خَيْرَها ، وَ سَبَقَ شَرَّها ، اءَدّي إِلي اللَّهِ طاعَتَهُ وَ اتَّقاهُ بِحَقِّهِ ، رَحَلَ وَ تَرَكَهُمْ فِي طُرُقٍ مُتَشَعِّبَهٍ ، لا يَهْتَدِي فِيها الضَّالُّ ، وَ لا يَسْتَيْقِنُ الْمُهْتَدِي . ﴿١﴾
خداوند ، سرزميني را كه فلان از آنجا برخاسته ، بركت دهاد . كژيها را راست كرد و بيماريها را علاج نمود و سنت را برپاي داشت و فتنه را پشت سر افكند . پاكدامن و كم عيب از اين جهان برفت ، به نيكوييهاي آن دست يافت و از بديهايش پيشي جست تا بدان نيالايد . اطاعت خدا را به جاي آورد و آنچنانكه بايد ، از او ترسيد . بار سفر بست و خود برفت و مردم را در راههاي گوناگون رها كرد . كه گمراهان در آن ، راه نمي يابند و آنكه راه يافته بر سر يقين خويش نمي ماند . ﴿١﴾