و من كلام له ع قالَهُ لا صْحابِهِ فِي ساعَهِ الْحَرْبِ : وَ اءَيُّ امْرِئٍ مِنْكُمْ اءَحَسَّ مِنْ نَفْسِهِ رَباطَهَ جَأْشٍ عِنْدَ اللِّقَاءِ ، وَ رَاءَي مِنْ اءَحَدٍ مِنْ إِخْوانِهِ فَشَلاً ، فَلْيَذُبَّ عَنْ اءَخِيهِ بِفَضْلِ نَجْدَتِهِ الَّتِي فُضِّلَ بِها عَلَيْهِ ، كَما يَذُبُّ عَنْ نَفْسِهِ ، فَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَهُ مِثْلَهُ . إ نَّ الْمَوْتَ طَالِبٌ حَثِيثٌ ، لا يَفُوتُهُ الْمُقِيمُ ، وَ لا يُعْجِزُهُ الْهَارِبُ . إ نَّ اءَكْرَمَ الْمَوْتِ الْقَتْلُ ، وَالَّذِي نَفْسُ ابْنِ اءَبِي طَالِبٍ بِيَدِهِ لَاءَلْفُ ضَرْبَهٍ بِالسَّيْفِ اءَهْوَنُ عَلَيَّ مِنْ مِيتَهٍ عَلَي الْفِراشِ فِي غَيْرِ طَاعَهِ اللَّهِ . ﴿١﴾
هر مرد جنگاوري از شما كه در عرصه نبرد خود را دلير يابد و در يكي از برادرانش ترس و سستي بيند ، بايد كه به نيروي دلاوري خويش كه خداوندش عطا كرده دشمن را از او براند ، همان گونه ، كه از خود مي راند . و گرنه ، ممكن بود كه خواست خدا بر اين قرار مي گرفت كه او را هم همانند اين يك بددل گرداند . مرگ ، شتابان ، در طلب همگان است . نه اقامت گزيده و به جهاد روي ننهاده از چنگالش رسته ، نه آنكه از او مي گريزد ، عاجزش يافته . گراميترين مرگها ، مرگ در كارزار است . سوگند به كسي كه جان پسر ابو طالب در دست اوست ، كه تحمل هزار ضربت شمشير بر من آسانتر است از مردن در بستر " كه در غير طاعت خدا باشد " ﴿١﴾