و من كلام له ع فِي ذَمّ اءصحابه : كَمْ اءُدَارِيكُمْ كَمَا تُدَارَي الْبِكَارُ الْعَمِدَهُ وَ الثِّيَابُ الْمُتَدَاعِيَهُ ! كُلَّمَا حِيصَتْ مِنْ جَانِبٍ تَهَتَّكَتْ مِنْ آخَرَ كُلَّمَا اءَطَلَّ عَلَيْكُمْ مَنْسِرٌ مِنْ مَنَاسِرِ اءَهْلِ الشَّامِ اءَغْلَقَ كُلُّ رَجُلٍ مِنْكُمْ بَابَهُ وَ انْجَحَرَ انْجِحَارَ الضَّبَّهِ فِي جُحْرِهَا وَ الضَّبُعِ فِي وِجَارِهَا ! الذَّلِيلُ وَ اللَّهِ مَنْ نَصَرْتُمُوهُ وَ مَنْ رُمِيَ بِكُمْ فَقَدْ رُمِيَ بِاءَفْوَقَ نَاصِلٍ . إِنَّكُمْ وَ اللَّهِ لَكَثِيرٌ فِي الْبَاحَاتِ قَلِيلٌ تَحْتَ الرَّايَاتِ وَ إِنِّي لَعَالِمٌ بِمَا يُصْلِحُكُمْ وَ يُقِيمُ اءَوَدَكُمْ وَ لَكِنِّي لاَ اءَرَي إِصْلاَحَكُمْ بِإِفْسَادِ نَفْسِي اءَضْرَعَ اللَّهُ خُدُودَكُمْ وَ اءَتْعَسَ جُدُودَكُمْ لاَ تَعْرِفُونَ الْحَقَّ كَمَعْرِفَتِكُمُ الْبَاطِلَ وَ لاَ تُبْطِلُونَ الْبَاطِلَ كَإِبْطَالِكُمُ الْحَقَّ . ﴿١﴾
چند با شما مدارا كنم ، چونان كه با اشتران جواني كه كوهانشان از درون ريش است و از برون سالم ، مدارا كنند . يا با كهنه جامه اي كه اگر از يك جاي پارگي آن را بدوزند ، از جاي ديگر پاره شود . هر بار كه طلايه لشكر شام از دور پديدار گردد ، هر يك از شما به خانه خود مي گريزيد و در را به روي خود مي بنديد . همانند سوسماري ، كه از بيم ، در سوراخ خود پنهان مي شود ، شما نيز به سوراخ خود مي خزيد . يا مانند كفتار به لانه پنهان مي شويد . به خدا سوگند ، خوار و ذليل كسي است كه شما ياريش كرده باشيد . هر كه شما را چون تير به سوي خصم افكند ، تير سوفار شكسته و بي پيكان ، به سوي او افكنده است . به خدا سوگند ، كه به هنگام آرميدن در عرصه آرامش خانه ، شمارتان بسيار است و در زير پرچم نبرد ، اندك . مي دانم داروي درد شما چيست و اين كژي را چگونه راست توان كرد . ولي نمي خواهم شما را اصلاح كنم ، در حالي كه خود را تباه كرده باشم . خداوند خوارتان سازد و بدبخت و بي بهره گرداند . آنسان كه باطل را مي شناسيد ، حق را نمي شناسيد و آنسان با باطل مبارزه نمي كنيد كه به نابود كردن حق كمر بسته ايد . ﴿١﴾