و من خطبه له ع اءَلاَ إِنَّ الدُّنْيَا دَارٌ لاَ يُسْلَمُ مِنْهَا إِلا فِيهَا وَ لاَ يُنْجَي بِشَيْءٍ كَانَ لَهَا ابْتُلِيَ النَّاسُ بِهَا فِتْنَهً فَمَا اءَخَذُوهُ مِنْهَا لَهَا اءُخْرِجُوا مِنْهُ وَ حُوسِبُوا عَلَيْهِ وَ مَا اءَخَذُوهُ مِنْهَا لِغَيْرِهَا قَدِمُوا عَلَيْهِ وَ اءَقَامُوا فِيهِ فَإِنَّهَا عِنْدَ ذَوِي الْعُقُولِ كَفَيْءِ الظِّلِّ بَيْنَا تَرَاهُ سَابِغا حَتَّي قَلَصَ وَ زَائِدا حَتَّي نَقَصَ . ﴿١﴾
بدانيد ، كه دنيا سرايي است كه كس از گزند آن در امان نماند ، مگر به اعمال نيكي كه هم در دنيا به جاي مي آورد . رهايي نيست براي كسي كه در انجام دادن اعمال ، همه همتش دنيا باشد . اهل دنيا گرفتار دنيا شده اند تا امتحان خود را بدهند . آنچه از دنيا ، براي دنيا ، مي گيرند ، بايد كه واپس نهند و حساب آن پس دهند . و آنچه از دنيا براي توشه آخرت مي گيرند ، چنان است ، كه آن را پيشاپيش فرستاده اند و در آن جهان از نعمت آن بهره يابند . دنيا در نزد خردمندان همانند سايه زوال ظهر است ، كه هنوز گسترده نشده ، روي به كوتهي نهد و هنوز افزون نشده ، نقصان پذيرد . ﴿١﴾