خانه

خطبه ها

كلام - 30
و من كلام له ع فِي مَعْني قَتْلِ عثُمْانَ : لَوْ اءَمَرْتُ بِهِ لَكُنْتُ قَاتِلاً اءَوْ نَهَيْتُ عَنْهُ لَكُنْتُ نَاصِرا غَيْرَ اءَنَّ مَنْ نَصَرَهُ لاَ يَسْتَطِيعُ اءَنْ يَقُولَ : خَذَلَهُ مَنْ اءَنَا خَيْرٌ مِنْهُ وَ مَنْ خَذَلَهُ لاَ يَسْتَطِيعُ اءَنْ يَقُولَ : نَصَرَهُ مَنْ هُوَ خَيْرٌ مِنِّي وَ اءَنَا جَامِعٌ لَكُمْ اءَمْرَهُ اسْتَأْثَرَ فَاءَسَاءَ الْاءَثَرَهَ وَ جَزِعْتُمْ فَاءَسَأْتُمُ الْجَزَعَ وَ لِلَّهِ حُكْمٌ وَاقِعٌ فِي الْمُسْتَأْثِرِ وَ الْجَازِعِ . ﴿١﴾
اگر به كشتن او فرمان مي دادم ، قاتل او مي بودم . و اگر ديگران را از كشتنش منع مي كردم چنان بود كه به ياريش برخاسته ام . اما كسي كه ياريش كرده نمي تواند بگويد كه " من بهتر از كسي هستم كه از ياريش دست بداشت " و كسي كه او را خوار داشت و فروگذاشت ، نمي تواند بگويد " كسي كه او را ياري كرد بهتر از من بود " من اكنون ، به گونه اي مجمل و مختصر ، سيره او را در حكومت براي شما بيان مي كنم : او به استبداد و خودكامگي فرمان مي راند و استبداد و خودكامگي اش سبب تباهي كارها شد . شما از او ناخشنود بوديد و در برافكندنش بيتابي مي كرديد ، اين بيتابي شما هم ناستوده بود . خداي تعالي را حكمي است كه واقع خواهد شد ، هم در حق آنكه استبداد مي ورزيد و هم در حق آنكه بيتابي و ناشكيبايي مي نمود . ﴿١﴾
 
00:00
تکرار:
چند آيه:
سرعت:
زوم:
تنظیمات