خانه

خطبه ها

خطبه - 29
و من خطبه له ع اءَيُّهَا النَّاسُ الْمُجْتَمِعَهُ اءَبْدَانُهُمْ الْمُخْتَلِفَهُ اءَهْوَاؤُهُمْ كَلاَمُكُمْ يُوهِي الصُّمَّ الصِّلاَبَ وَ فِعْلُكُمْ يُطْمِعُ فِيكُمُ الْاءَعْدَاءَ ! تَقُولُونَ فِي الْمَجَالِسِ كَيْتَ وَ كَيْتَ فَإِذَا جَاءَ الْقِتَالُ قُلْتُمْ حِيدِي حَيَادِ مَا عَزَّتْ دَعْوَهُ مَنْ دَعَاكُمْ وَ لاَ اسْتَرَاحَ قَلْبُ مَنْ قَاسَاكُمْ اءَعَالِيلُ بِاءَضَالِيلَ وَ سَاءَلْتُمُونِي التَّطْوِيلَ دِفَاعَ ذِي الدَّيْنِ الْمَطُولِ لاَ يَمْنَعُ الضَّيْمَ الذَّلِيلُ وَ لاَ يُدْرَكُ الْحَقُّ إِلا بِالْجِدِّ . اءَيَّ دَارٍ بَعْدَ دَارِكُمْ تَمْنَعُونَ وَ مَعَ اءَيِّ إِمَامٍ بَعْدِي تُقَاتِلُونَ الْمَغْرُورُ وَ اللَّهِ مَنْ غَرَرْتُمُوهُ وَ مَنْ فَازَ بِكُمْ فَازَ بِالسَّهْمِ الْاءَخْيَبِ وَ مَنْ رَمَي بِكُمْ فَقَدْ رَمَي بِاءَفْوَقَ نَاصِلٍ اءَصْبَحْتُ وَ اللَّهِ لاَ اءُصَدِّقُ قَوْلَكُمْ وَ لاَ اءَطْمَعُ فِي نَصْرِكُمْ وَ لاَ اءُوعِدُ الْعَدُوَّ بِكُمْ مَا بَالُكُمْ ؟ مَا دَوَاؤُكُمْ ؟ مَا طِبُّكُمْ ؟ الْقَوْمُ رِجَالٌ اءَمْثَالُكُمْ اءَ قَوْلاً بِغَيْرِ عِلْمٍ ! وَ غَفْلهً مِنْ غَيْرِ وَرَعٍ ! وَ طَمَعا فِي غَيْرِ حَقِّ ؟! ﴿١﴾
اي مردمي كه به تن ها مجتمعيد و به آراء پراكنده . سخنتان - هنگامي كه لاف دليري مي زنيد - صخره هاي سخت را نرم مي كند ، در حالي كه ، كردارتان دشمنانتان را در شما به طمع مي اندازد . چون در بزم نشينيد ، دعوي رزم آوري كنيد و چون جنگ چهره نمايد ، از آن مي گريزيد . دعوت آن كس ، كه شما را فراخواند ، روي پيروزي نبيند و آنكه براي راحت شما خويشتن را به تعب افكند ، هرگز به راحت و آرامش نرسد . مشتي اباطيل را بهانه مي كنيد تا در كار تعلل ورزيد . همانند وامداري كه پيوسته اداي دين خويش به تاءخير اندازد . ذليل سركوفته ، از خود دفع ستم نتواند كرد ، كه حق جز در سايه كوشش فراچنگ نيايد . اگر خانه شما را بستانند ، كدام خانه را از دشمن حمايت خواهيد كرد ؟ و بعد از من با كدام امام با دشمن پيكار مي كنيد به خدا سوگند ، فريب خورده كسي است كه شما او را به وعده دروغ بفريبيد . هر كه پندارد كه به نيروي شما پيروز مي شود ، همانند كسي است كه آن تير از تيرهاي قمار نصيب او شود كه سودش از همه كمتر است و هر كه شما را چون تير به سوي دشمن افكند ، تير شكسته بي پيكان را در كمان رانده . به خدا سوگند ، به جايي رسيده ام كه ديگر سخن شما باور نمي كنم و به ياري شما اميد نمي بندم و دشمن را به شما بيم نمي دهم . شما را چه مي شود داروي درد شما كدام است ؟ علاج شما چگونه است . دشمنان شما نيز مردمي همانند شمايند . آيا هرچه گفتيد ، همه از روي ناداني بود ؟ يا از سر غفلت و ناپرهيزگاري ؟ يا در چيزي كه حق شما نبود طمع ورزيده بوديد ؟ ﴿١﴾
 
00:00
تکرار:
چند آيه:
سرعت:
زوم:
تنظیمات