اءَلا وَ إ نَّ الشَّيْطَانَ قَدْ ذَمَّرَ حِزْبَهُ ، وَ اسْتَجْلَبَ جَلَبَهُ ، لِيَعُودَ الْجَوْرُ إ لي اءَوْطَانِهِ ، وَ يَرْجِعَ الْبَاطِلُ إِلَي نِصَابِهِ ، وَ اللَّهِ مَا اءَنْكَرُوا عَلَيَّ مُنْكَرا ، وَ لا جَعَلُوا بَيْنِي وَ بَيْنَهُمْ نَصِفا ، وَ إ نَّهُمْ لَيَطْلُبُونَ حَقَّا هُمْ تَرَكُوهُ ، وَ دَما هُمْ سَفَكُوهُ ، فَلَئِنْ كُنْتُ شَرِيكَهُمْ فِيهِ فَإ نَّ لَهُمْ لَنَصِيبَهُمْ مِنْهُ ، وَ لَئِن كَانُوا وَلُوهُ دُونِي فَمَا التَّبِعَهُ إ لا عِنْدَهُمْ ، وَ إ نَّ اءَعْظَمَ حُجَّتِهِمْ لَعَلَي اءَنْفُسِهِمْ ، يَرْتَضِعُونَ اءُمّا قَدْ فَطَمَتْ ، وَ يُحْيُونَ بِدْعَهً قَدْ اءُمِيتَتْ . يا خَيْبَهَ الدَّاعِي ! مَنْ دَعا ! وَ إ لاَمَ اءُجِيبَ ! وَ إ نِّي لَرَاضٍ بِحُجَّهِ اللَّهِ عَلَيْهِمْ وَ عِلْمِهِ فِيهِمْ ، التهديد بالحرب فَإ نْ اءَبَوْا اءَعْطَيْتُهُمْ حَدَّ السَّيْفِ وَ كَفَي بِهِ شَافِيا مِنَ الْبَاطِلِ وَ نَاصِرا لِلْحَقِّ ، وَ مِنَ الْعَجَبِ بَعْثُهُمْ إ لَيَّ اءَنْ اءَبْرُزَ لِلطِّعَانِ وَ اءَنْ اءَصْبِرَ لِلْجِلاَدِ ! هَبِلَتْهُمُ الْهَبُولُ ، لَقَدْ كُنْتُ وَ مَا اءُهَدَّدُ بِالْحَرْبِ ، وَ لا اءُرْهَبُ بِالضَّرْبِ ، وَ إ نِّي لَعَلي يَقِينٍ مِنْ رَبِّي ، وَ غَيْرِ شُبْهَهٍ مِنْ دِينِي . ﴿١﴾
آگاه باشيد ، كه شيطان حزب خود را بر انگيخته و سپاه خويش بسيج كرده ، تا بار ديگر ، ستم در جاي خود مستقر گردد و باطل به جايگاه خود بازگردد . به خدا سوگند ، هر چه كوشيدند منكري از من نديدند ولي ميان من و خود به انصاف داوري نكردند . از من حقي را مي طلبند كه خود آن را واگذاشته اند و خوني را مي خواهند كه خود ريخته اند " 12 " اگر مي گويند كه من در ريختن آن خون شريكشان بوده ام ، مگر نه اين است كه آنها را در آن نصيبي بوده است و اگر آنان خود بتنهايي آن خون ريخته اند ، پس جز آنها كسي گناهكار نخواهد بود و به كيفر آن دچارند . هر دليل كه بياورند ، به زيان خود آنهاست . از مادري شير مي خواهند كه پستانش خشكيده است و مي خواهند بدعتي را زنده كنند كه ديگر مرده است . چه نوميد است اين دعوت كننده ! كيست آنكه فرا مي خواند ؟ و به چه چيز بايد پاسخ داد ؟ به هر چه خداوند ميان من و ايشان داوري كند ، بدان خشنودم ، كه او به كردارهاي ايشان آگاه است . اگر سر بر تابند شمشير تيز حوالتشان كنم ، كه شمشير درمان باطل است و ياريگر حق . شگفت در اين است كه مرا به آوردگاه مي خوانند و مي خواهند كه در نبرد پاي بفشرم . مادرانشان در سوگشان بگريند . هيچگاه كسي نتوانسته مرا از تهديد به جنگ بترساند يا از ضرب شمشير به وحشت افكند . زيرا من در ايمان به خدا به مرز يقين رسيده ام و هرگز در دين خود شبهه نياورم . ﴿١﴾