|
عَبَسَ وَتَوَلَّىٰٓ ﴿١﴾
چهره در هم کشید و روی برتافت... ﴿١﴾ أَن جَآءَهُ ٱلْأَعْمَىٰ ﴿٢﴾
از اینکه نابینایی به سراغ او آمده بود! ﴿٢﴾ وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّهُۥ يَزَّكَّىٰٓ ﴿٣﴾
تو چه میدانی شاید او پاکی و تقوا پیشه کند، ﴿٣﴾ أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ ٱلذِّكْرَىٰٓ ﴿٤﴾
یا متذکّر گردد و این تذکّر به حال او مفید باشد! ﴿٤﴾ أَمَّا مَنِ ٱسْتَغْنَىٰ ﴿٥﴾
امّا آن کس که توانگر است، ﴿٥﴾ |
|