کشکول بسيار اتفاق مي افتد که يکي از اعضاء خانواده نکته ي جالبي ميگويد يا خلاقيتي بروز ميدهد يا شوخي زيبائي ميکند يا کشفي معرفتي يا اتفاقي معنوي يا اتفاقي عاطفي يا.... تبديل هر يک از اين موارد به يک بسته ي فرهنگي و ثبت آن ميتواند سوابق و خاطرات دل انگيزي براي خانواده باشد اين صفحه محل مناسبي براي اينگونه ثبت هاست. نمونه اي از يکي از ثبت هاي هفته خانه ي ما در صفحه کشکول: مگه منم با شماها نيستم آقا رضا در اواخر چهار سالگي بود ما اصطلاح لاموندن را به جاي خوردن به كار ميبرديم و با نوعي رفتار نمايشي هنگام مصرف غذا يا ميوه به به چه چه و ملچ و ملوچ ميكرديم و ميگفتيم هوم ... ما داريم مي لامونيم... تا او را به خوردن متمايل كنيم اين كار بيشتر وقتها نتيجه ميداد يك روز بدون رفتار نمايشي ميوه ميخورديم و گرم صحبت بوديم و توجهي به او نداشتيم. آقا رضا جلو آمد و گفت: مگه منم با شماها نيستم؟ گفتيم بله كه هستي چطور مگه؟ گفت پس اجازه بدين منم بلامونم خانه خندان شد و پندار به گفتار آمد چشم گل وا شد و هنگامه ي ديدار آمد از نهان ها شكري باز پديدار آمد چه بگويم كه صمد را چه در اين كار آمد هر مقامي نتواند به نوشتار آمد اهل دل قصه ي ننوشته ي دل ميدانند اين حريميست كه اغيار برون ميمانند اما نكته ي اصلي در شيرين زباني پسرم نبود بلكه ظهور آثار گفتمان استدلالي ما در محيط خانه بود بدينسان كه در اكثر مسائل حتي موارد جزئي و معمولي، به ذكر حكم و نتيجه اكتفا نميكردم بلكه با طرح مقدمات منطقي و استدلالي هم حكم موضوع روشن ميشد و هم فرايند نحوه ي رسيدن به آن حكم نيز تبيين ميگرديد آنروز هم آقا رضا حق خود را براي لاموندن با ذكر يك مقدمه منطقي به اثبات رساند در حالي كه مي توانست فقط بگويد اجازه بدين منم بلامونم ولي اول گفت « مگه منم با شماها نيستم ؟ » دو گزاره ي پنهان در گفتار آقارضا : پرسش - مگه منم با شما نيستم ؟ گزاره اول : - هر كس با شما باشد هرچه شامل شما بشود شامل او هم ميشود « در واقع عضو يك مجموعه از همه ي امتيازات مجموعه برخوردار است » گزاره دوم : - شما داريد مي لامونيد نتيجه - پس اجازه بدين منم بلامونم ميان اين پرسش و آن نتيجه گيري هر چند اين دو گزاره بيان نشده ليكن بطور قطع قبل از سؤال در پيكر بندي ذهن ايشان مورد توجه قرار گرفته سپس ابداع سؤال كرده به طريقي كه شنونده تنها يك پاسخ داشته باشد آنگاه نتيجه را كه قبلا خود به آن رسيده بيان نموده است . و اين بشارتي بود كه مسيرهاي جديدي را براي ما ترسيم مي نمود و مسئوليتهاي ما را بسي سنگين تر ميكرد آنچه بايد دانست اين است که نحوه ي شکل گيري و تربيت ذهن در کودکي پايه ريزي ميشود و اين فرايند در قدرت تفکر انسان بعد از بلوغ تأثيرات بسيار عميقي دارد.